بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
3
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
يعنى قبل از اين هر گاه دعا مىكردم باجابت مقرون مىشد ، پس اميد ميدارم كه بعد از اين نيز از اجابت دعاء خود بىبهره نباشم وَ إِنِّي خِفْتُ الْمَوالِيَ و بدرستى كه من مىترسم بنى اعمام و اقرباء ميراث بر خود را مِنْ وَرائِي از پس من كه ميراث مرا از نقد و جنس در غير مرضيات تو صرف كنند ، زيرا كه اقوام او از اشرار بنى اسرائيل بودند . محتمل است كه زكريا فوت خود را قبل از ورثهء اشرار خود بعلامات و امارات دانسته باشد ، و مىتواند كه كلام بفرض و تقدير محمول باشد به اين معنى كه : اگر ورثهء من بعد از من بمانند ، من مىترسم كه مال مرا به غير مصرف كه در آن رضاى تو نيست ضايع كنند . قرائت ائمهء هدى عليهم السلام : « خفت الموالى » بفتح خا و تشديد فا و كسر تاست ؛ و خفت و خفوف سبكى و اندك شدن است ؛ بنا بر اين قرائت مىتواند كه « وراء » بمعنى « بعد » باشد و مىتواند كه بمعنى « قدام » باشد ، بنا بر اول ، معنى چنين است كه : بدرستى كه حال من اين است كه بنو عم و وارثان من كه بعد از من خواهند بود كم شده و عاجز گشتهاند ؛ و بنا بر ثانى چنين است كه : خويشان من پيش از من مردند و بنا بر حوادث دنيوى كم شدند و نماند در ميان ايشان كسى كه باعث اعتضاد و تقويت ايشان باشد وَ كانَتِ امْرَأَتِي عاقِراً و هست زن من نازاينده . لفظ : « خفت » و « كانت » اگر چه بصيغهء ماضىاند اما مراد از آن حال و استقبال است ؛ و گاهى ايراد فعل ماضى مىكنند و از آن استقبال و ثبات مىخواهند فَهَبْ لِي پس ببخش مرا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا از نزد خود فرزندى كه اولى باشد بمال من و باعث تقويت اقرباء من گردد و آن ولى اين صفت داشته باشد كه : يَرِثُنِي ميراث برد از من مال مرا و به مصرف خرج كند وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ و ميراث برد از فرزندان يعقوب . على بن ابراهيم روايت كرده كه هدايا و نذور در بنى اسرائيل باحبار ميرسيد و زكريا رئيس حبار بود ، پس از خداى تعالى فرزندى خواست تا آن هدايا و نذور بعد از او به فرزند او تعلق گيرد . و بعد از اين گفته كه : زن زكريا خواهر مريم دختر